شيخ ذبيح الله محلاتى

213

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

كه لجام او را از طلا و زين او مرصع بجواهرات مختلفه و روى او چون روي آدميان و چهارپاى او چون پاهاى گاو و امتداد او به قدر مد بصر . خديجه چون او را بديد در برگرفت و در دامن نشانيد پس از خواب بيدار شد و تا صبح ديگر بخواب نرفت و صبحگاه بنزد ورقه رفت و صورت خواب خويش را بازگفت ورقه فرمود اى خديجه اگر اين خواب بر صدق است رستگار خواهى بود آن‌كس كه در خواب ديده‌اى حامل تاج كرامت و شفيع روز قيامت و سيد عرب و عجم باشد همانا او محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلب است . چون خديجه اين بشنيد آتش مهرش زبانه زدن گرفت تا آنگاه كه انجمن از بيگانم به پرداخت بنشست و در هواي آن حضرت همىگريست و اين ابيات بگفت كم استر الوجد و الاجفان تهتكه * و اطلق الشوق و الاعضاء تمسكه جفانى القلب لما ان تملكه * * * غيري فوا اسفا لو كنت املكه ما ضر من لم يدع منى سوي رمقى * لو كان يسمح بالباقى فيتركه ورود اعمام النبى در خانهء خديجه به جهت سرمايه براى تجارت حضرت ابو طالب عليه السلام روزى با رسول خدا گفت من بدان انديشه‌ام كه زنى از بهر تو بسرى درآورم و اينك مالى در دست ندارم و پير شده‌ام همانا خديجه دختر خويلد با ما قرابت دارد و او را مالى فراوان باشد و هرساله غلامان خود را بتجارت فرستد و مال بمضاربه دهد اگر خواهى از بهر تو سرمايه ستانم بدان تجارت كنى و ربح آن را به جهت تو عيالى خواستگارى بنمايم . آن حضرت فرمود روا باشد پس ابو طالب و عباس و ديگر برادران آهنك خانه خديجه نمودند و در بكوفتند خديجه چون بنك سندان بشنيد سرورى در قلبش جاى كرد و كنيزك خويش را گفت برو ببين كوبنده در كيست و اين اشعار بگفت . اياريح الجنوب لعل علم * من الاحباب يطفى بعض حرّ